امروز دو تا طرح خیلی خوب و نورانی رو می خواستم خدمتتون معرفی کنم:
1) طرح تقویم
این طرح کاربردی و در عین حال خیلی آسون، برای افرادی که نماز قضا دارند و نمی تونند برای خواندنش برنامه ریزی کنند خیلی مفیده.
من پیشنهاد می کنم به هیچ وجه این طرح رو از دست ندید حالا مقدمه اش رو بخونید اگه نخواستید اجرا نکنید
2) طرح 120 روز انس با قرآن تا میلاد مهدی موعود نذر مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
"فقط یک جمله در باب اربعین عرض کنم؛ آمدن اهلبیت حسینبن علی(ع) به سرزمین کربلا، که اصل این آمدن مورد قبول هست، اما سال اول یا دوم بودن آن معلوم نیست، فقط برای این نبود که دلی خالی کنند یا تجدید عهدی بکنند؛ آنچنان که گاهی بر زبانها جاری میشود.
مسأله از این بسیار بالاتر بود. نمیشود کارهای شخصیتی مثل امام سجاد(ع) یا مثل زینب کبری(س) را بر همین مسائل عادی رایج ظاهری حمل کرد، باید در کارها و تصمیمات شخصیتهایی به این عظمت در جستوجوی رازهای بزرگتر بود.
مسألۀ آمدن بر سر مزار سیدالشّهدا(ع)، در حقیقت امتداد حرکت عاشورا بود.
با این کار خواستند به پیروان حسینبن علی(ع) و دوستان خاندان پیغمبر و مسلمانانی که تحت تأثیر این حادثه قرار گرفته بودند تفهیم کنند کهبه دل سوخته و پرحسرت ما هم نگاه کن ح س ی ن
می گفت: "اونقدر اسم تو رو تکرار کرد که خسته شد، خوابش برد، توی خواب تو رو دید..."
اما... عباس
من از تکرار اسم تو خسته نمی شم
من اسم تو رو دوست دارم
تو قهرمان منی
اسم تو

یادم باشد
به همان اندازه که بنده ی خدا باشم
ظرفیت پیدا می کنم
تو برایم پدری کنی
یادم باشد
دلیل دوست داشتن و دشمن داشتنم
نباید نفس باشد
کوفی نبودن یعنی بدانی
تا حسین نیامده
ولی امر مُسلِم است
وقتی از او خواندم از این همه وفاداری و شجاعت و دلدادگی او در شگفت ماندم چه کسی جز عاشوراییان در میان میدان زره اش را به دور می افکند تا دشمن جرات مبارزه با او را پیدا کند
او از همان آغاز ولايتمداري خود را نشان داد. موقعي که مسلم بن عقيل به خانه مختار آمده بود و زماني هم که مسلم نامه امام حسين (ع) را ميخواند و مردم گريه ميکردند، ميفهمد که بسياري از اينها از روي هيجان و احساسات آمدهاند و لذا اگر پاي عمل پيش بيايد، پاي کار نيستند. لذا ميبينيم وقتي مردم گريه ميکنند از روي بصيرت جملات کوتاه و بسيار عميقي را بيان ميکند و به مسلم ميگويد که از دل اينها که دارند اينگونه ابراز احساسات ميکنند خبر ندارم و تو را راجع به اينها فريب نميدهم که احساس شود استقبال شده و پشتوانه محکمي داريم؛ من از خودم حرف ميزنم. اگر اهل بيت بگويند برخيز و جانت را بده آماده فداکاري هستم. به قدري در راه آنها شمشير ميزنم تا جانم را فدا کنم؛ چرا که از اين کار فقط رضاي خدا را مسئلت ميکنم. و نشست.
حبيب ابن مظاهر برخاست و او را دعا کرد و گفت: خدا تو را رحمت کند. کوتاه سخن گفتي ولي حق را گفتي. از دل من سخن گفتي من هم مثل تو هستم.بسم الله الرحمن الرحیم
بی اغراق این شعر یکی از زیباترین شعرهایی ست در وصف حضرت زینب شنیده ام
التماس دعا:
خورشید روی قله نی آشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد
ناموس حق به ناقه عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم همقطار شد
زیباترین ستاره دنبالهدار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
چشم ستاره در به در جستجوی ماه