تبليغاتX
امام حسین علیه السلام

 

تاسوعا

 

روز نهم ، عمر بن سعد دستور پيشروى به لشكرش داد و به سوى خيمه هاى حسينى حركت كردند امام به حضرت عباس علیه السلام فرمود:

 

نزد ايشان برو و امشب را مهلت بگير تا امشب را مشغول نماز و راز و نياز با پروردگارمان شده و از او استغفار و آمرزش خواهيم ؛ خداوند متعال مى داند كه من نماز و تلاوت قرآن و مناجات و نيايش و استغفار و آمرزش ‍خواهى را دوست دارم .

 

شب حضرت یاران باوفایش را جمع کرد و بعد از حمد و ثنای الهی فرمود:

اما بعد؛ بطور يقين من يارانى بهتر از يارانم و خاندانى نيكوكارتر و با وفاتر و به صله ارحام پاى بندتر از خاندانم ، سراغ ندارم ؛ خداوند به همه پاداش ‍ زيب عطا فرمايد.

بطور يقين جدم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، مرا خبر داده بود كه من به عراق خوانده شده و بر محلى به نام عمورا و كربلا فرود آمده و به شهادت نائل خواهد شد و اينك وقت آن نزديك شده است .

به اعتقاد من ، دشمن فردا جنگ را آغاز خواهد كرد و اكنون شما آزاد هستيد و من بيعت خود را از شما برداشتم ؛ به همه شما اجازه مى دهم كه در تاريكى شب ، هر يك از شما دست يكى از خانواده ام را گرفته و به شهر و آبادى خويش حركت كنيد؛ اينها فقط به دنبال من بوده و بعد از من ، با ديگران كارى ندارند. خداوند به همه شما پاداش خير عطا فرمايد.

 

در اينحال همه افراد خانواده اش و ابتدای آنها حضرت  عباس عليه السلام گفتند:

خداوند آنروز را نياورد كه بعد از تو زنده باشيم ؛ هرگز از تو جدا نمى شويم .

 

و بعد یک یک اصحاب چنین گفتند و زبان حال هریک چنین بود که:

گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر     این مهر بر که افکنم، آن دل کجا برم؟

 

حضرت همگی را دعای خیر فرمود،گویند امام مظلومان با اصحاب سعادت انتساب ، آن شب را به سر بردند در حالتى كه مانند زنبور عسل زمزمه دعا و ناله و عبادت از ايشان بلند بود؛ بعضى در ركوع و برخى در سجود و پاره اى در قيام و قعود بودند. شرح عشقبازی عاشقان حق با معبودشان طولانی است هرکس طالب مشروح است به کتب معتبر مراجعه کند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:43 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه |