اگرچه در سفر شام رنج و صدمه کشيدم

هزار شکر شها ماندم و مزار تو ديدم

 

چگونه شرح دهم نازنين برادر زينب

تو خود گواه منی کاندرين سفر چه کشيدم

 

به زير نيزه و شمشير و سنگ و خنجر و پيکان

چو يافتم بدنت مرگ خويشتن طلبيدم

 

شب و خرابه و آه يتيم و غربت و ظلمت

چنان نمود که دل از حيات خويش بريدم

 

ازان زمان که تو گفتی ز تشنگی جگرم سوخت

من آب سرد و گوارا بدون غم نچشيدم

 

گمان مدار که ديگر زياد زنده بمانم

گواه قامت خمگشته است و موی سپيدم.

 

لینک های مرتبط: مطالب دیگر در مورد حضرت زینب،  مطالبی دیگر در مورد اربعین ، شعر در مورد محرم، شعر در مورد شهدای کربلا


برچسب‌ها: اربعین, حضرت زینب علیها السلام
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 7:31 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه | داغ کن - کلوب دات کام