خطبه ی شکوهمند حضرت زینب علیها سلام در مجلس یزید لعنت الله علیه
متن این خطبه ی شکوهمند را در ادامه مطلب بخوانید
متن این خطبه ی شکوهمند را در ادامه مطلب بخوانید
بسم الله الرحمن الرحیم
بی اغراق این شعر یکی از زیباترین شعرهایی ست در وصف حضرت زینب شنیده ام
التماس دعا:
خورشید روی قله نی آشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد
ناموس حق به ناقه عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم همقطار شد
زیباترین ستاره دنبالهدار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
چشم ستاره در به در جستجوی ماه
هاجر علیها السلام برای فرزند تشنه اش هفت بار بین صفا و مروه دوید
تو در خیمه ها نگران امام زمانت، در تل زینیبه نگران خیمه ها
تو زینب کبری چند بار این فاصله را دویدی؟؟؟
***
فرموده اند : « تمام الحجّ لقاء الامام »۱
حجت قبول ای بیش از همه راس امام بر سر نیزه دیده
***
ای بار سنگینترین داغ ها را بر جگر! مسئول
شما ملاحظه كنيد؛ در قرآن كريم، به عنوان يك نمونهى كامل ايمان، خداى متعال دو زن را مثال ميزند؛ به عنوان نمونهى كفر هم دو زن را مثال ميزند. «ضرب اللَّه مثلا للّذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا»؛(تحريم: 10) كه اين دو مثال، مربوط است به زنانى كه نمونهى كفرند. يعنى به عنوان نمونه، از مردان مثال نمىآورد؛ از زنان مثال مىآورد؛ هم در باب كفر، هم در باب ايمان. «و ضرب اللَّه مثلا للّذين امنوا امرأت فرعون»؛(تحريم: 11) يكى زن فرعون را به عنوان نمونهى كامل ايمان مثال مىآورد، يكى هم حضرت مريم كبرى؛ «و مريم ابنت عمران».
يك مقايسهى كوتاه بين زينب كبرى و بين همسر فرعون، عظمت مقام زينب كبرى را نشان ميدهد. در قرآن كريم، زن فرعون نمونهى ايمان شناخته شده است، براى مرد و زن در طول زمان تا آخر دنيا. آن وقت مقايسه كنيد زن فرعون را
اين روزها، روزهاى دههى آخر صفر است؛ روزهاى بعد از اربعين است. اگر نگاهى كنيم به تاريخ صدر اسلام، اين روزها روزهاى زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) است. آن كارى هم كه زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) كرد، يك كارِ از همين جنس بود؛ يعنى كارى محضاً براى خداى متعال، در دل خطرها و محنتها و زحمتها؛ يك ابراز وجود معنوى و الهى دين در چهرهى مصمم زينب كبرى (سلام اللَّه عليها).
خوب است بدانيم و بفهميم حروف تاريخ گذشتهى بسيار ارجمندى را كه تا امروز منشأ بركات فكرى و معرفتى شده است و انشاءاللَّه تا آخر دنيا هم خواهد بود.
زينب (سلام اللَّه عليها)، هم در حركت به سمت كربلا، همراه امام حسين؛ هم در حادثهى روز عاشورا، آن سختىها و آن محنتها؛ هم در حادثهى بعد از شهادت حسينبنعلى (عليهالسّلام)، بىسرپناهى اين مجموعهى به جا ماندهى كودك و زن، به عنوان يك ولىّ الهى آنچنان درخشيد كه نظير او را نميشود پيدا كرد؛ در طول تاريخ نميشود نظيرى براى اين پيدا كرد.
بعد هم در حوادث پىدرپى، در دوران اسارت زينب، در كوفه، در شام، تا اين روزها كه روز پايان آن حوادث است و شروع يك سرآغاز ديگرى است براى حركت اسلامى و پيشرفت تفكر اسلامى و پيش بردن جامعهى اسلامى. براى خاطر همين مجاهدت بزرگ، زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) در نزد خداوند متعال يك مقامى يافته است كه براى ما قابل توصيف نيست.
بيانات مقام معظم رهبری در ديدار فرمانده و پرسنل نيروى هوائى ارتش 19/11/1388
چهل روزي بغضي گلويش فشرد
چهل روز بي غصه آبي نخورد
چهل روز او در جهادي مدام
علمداري كربلا را نمود
چهل روز او بي حسين! آه نه
حسين تو هرگز در آنجا نمرد(1)
چهل روز با خطبه هايت، خدا
حرارت به دلهاي مومن سپرد(2)
------------
1- و كشتگان راه خدا را هرگز مرده نپنداريد آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي خورند.
2- اشاره به حديث نبوي: اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
همچنين بخوانيد: شعر و نثر ادبي و مطالب ديگر درمورد اربعين ، شعری در زبان حال حضرت زینب در اربعین حسینی ، اربعین حسین، چه عدد سنگینی ، درسى كه اربعين به ما مىدهد
خوش كرده بود دشمن تو دل به يك سراب
برد آبروي او ، خُطَب دخت بوتراب (1)
سردرگمند مردم ازين عمق جور و غم
يك اربعين گذشت كه صافي شد اين شراب
يك اربعين گذشت و جهاد مداومش
رسوا نمود دشمن و انداختش نقاب
يك اربعين داغ تو بر دل، ولي ، نديد
از دشمنان، كسي به رخش نقش اضطراب
يك اربعين صبر و متانت صلابتش
يك اربعين نماز شب دائم الحجاب
يك اربعين گذشت ولي قامتش خميد
ديگر نپرس حسين! چه شد دختر رباب؟
يك اربعين گذشت و مزار حسين(ع) و او
افكند به خاك،خود،ز شترها چه با شتاب:
حالا سلام يا ولي الله حبيب او (1)
سوغات او براي تو اين اشك هاي ناب
-----------------------
1- خطبه هاي دختر ابوتراب يعني دختر حضرت علي عليه السلام زينب كبري
2- اولين فراز از زيارت اربعين: السلام عليك يا ولي الله و حبيبه
همچنين بخوانيد: شعر و نثر ادبي و مطالب ديگر درمورد اربعين ، شعری در زبان حال حضرت زینب در اربعین حسینی ، اربعین حسین، چه عدد سنگینی ، درسى كه اربعين به ما مىدهد
اگرچه در سفر شام رنج و صدمه کشيدم
هزار شکر شها ماندم و مزار تو ديدم
چگونه شرح دهم نازنين برادر زينب
تو خود گواه منی کاندرين سفر چه کشيدم
به زير نيزه و شمشير و سنگ و خنجر و پيکان
چو يافتم بدنت مرگ خويشتن طلبيدم
شب و خرابه و
چه عدد سنگینی!
چهل روز گذشت...
چهل روز بی حسین گذشت...
چهل روز بی حسین بر تو چه گذشت؟
در این چهل روز چه ها که ندیدی؟
از آن دم که دست، زیر پاره های تن حسین فاطمه بردی و خدایت را تمنا کردی؛ این قلیل بپذیرد، چه ها که ندیدی
آتش، سیلی، تازیانه، اشک کودکان، سرهای
حسین تو بهترین و باوفاترین اصحاب و خویشاوندان خود را شهید دید، اسارت حرمش را پیش بینی کرد، نماز ظهر عاشورایش را اقامه کرد، غریب و تنها با سپاهی عظیم جنگید لب تشنه شهید شد سرش بر نیزه رفت و بدنش لگدکوب اسبان گردید، تا حجت برهمه تمام شود ، تا منکر، همیشه تن لرزان بگردد، تادین جدش پابرجا بماند .
عباس، ماه هاشمی، علمدار حسین، امان نامه را رد کرد، سقای تشنه لب شد دو دستش را داد، عمود آهنین بر فرق سرش آمد، تیر بر چشمانش نشست ، سرش بر نیزه شد تا درس مامومی باشد برای همه در پیشگاه امامشان در همه ی اعصار
شش ماهه را گلو بریده شد تا نهایت شقاوت دشمن ولایت برساند ...
حالا
در کتاب زینب کبری از شیخ جعفر نقدی – که کتابی بسیار نفیس و با ارزش است – این گونه آمده که:
عبدالله بن جعفر در آن زمان نابینا شده و خانه نشین گشته بود و به همین دلیل در مدینه ماند و در کربلا حضور نداشت. اما همسر و دو فرزند خود را همراه امام فرستاده بود.
( عبدالله بن جعفر مرد بزرگ و باشرافتی بوده و عده ای معتقدند خود حضرت امیر ایشان را به دامادی انتخاب کرده اند)
از بزرگواری این اقا چنین گفته می شود که دائم در اضطراب بود تا اینکه
استاد فاطمی نیا در برنامه مردم ایران سلام در تاریخ 3 / 11 / 86 در جواب این سوال اینگونه پاسخ دادند:
در جواب این سوال احتمالات گوناکون مطرح شده و اضطراب زیاد است
یک احتمال ضعیف این است که می گویند در مدینه قحطی شده بود و ایشان به این دلیل مدینه را ترک کردند
یک احتمال دیگر که بعضی علمای شیعه و سنی مذهب گفته اند این است که حضرت زینب به دلیل خطبه های زیادی که در مدینه داشتند ، باعث شده
((الحمدالله ....)) اما بعد، اى مردم كوفه ! اى اهل خدعه و غدر! آيا براى گرفتارى ما گريه مى كنيد؛ پس اشك چشمانتان خشك مباد!
و ناله هايتان فرو منشيناد! جز اين نيست كه مثل شما مردم مثل آن زن است كه رشته خود را بعد از آنكه محكم تابيده شده باشد تاب آن را باز گرداند شما ايمان خود را مايه دغلى و مكر و خيانت در ميان خود مى گيريد؛ ايا در شما صفتى هست الا