کاش جانم بود قابل تا فدایت می شدم
کاش جانم بود قابل تا فدایت می شدم
کاش دستم می گرفتی خاک پایت می شدم
کاش می شد رشته رشته، عضو عضو پیکرم
روز عاشورا طناب خیمه هایت می شدم
کاش بودم بوته ی خاری به دشت کربلا
کاشنا با کودک بی آشنایت می شدم
کاش بودم در گلوی شیرخوارت عقده ای
تا جواب ناله ی واغربتایت می شدم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۸۶ ساعت 9:40 توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه
|